ترجمه "gathers" به فارسی
لیف, لیفه, چین بهترین ترجمه های "gathers" به فارسی هستند.
gathers
verb
noun
Plural form of gather. [..]
-
لیف
noun -
لیفه
-
چین
noun propergathered into her skirt at the waist, clung smoothly to her steep back
پیراهن گل رنگش که زیر دامنش فرورفته بود، بی آن که چین بخورد، پشت راست
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gathers " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "gathers" با ترجمه به فارسی
-
آنچه که گردآوری شده · اجتماع · انباشته · توده · جلسه · جمع آوری · دست آورد · دمل · فراخواند · هم نشست · چرک کردگی · چین پارچه · کورک · گردآوری · گردهمایی
-
شکارچی-گردآورنده
-
(به تدریج) به دست آوردن · (خیاطی) چین دار کردن · (در مورد کورک و دمل) سر باز کردن · (صحافی) صفحات را برای صحافی آماده و ردیف کردن · (پارچه) چین · (پیشانی را) چین دار کردن · استنباط کردن · انباشتن · انجمن کردن · جلسه کردن 0 · جمع آوری کردن · جمع شدن · جمع و جور کردن · جمع کردن · درو کردن و انباشتن · درک کردن · رسیده شدن 1 · سوار کردن · متراکم شدن 2 · نتیجه گرفتن · همنشین شدن · همکاری کردن · پلیسه دار کردن · چیدن و انباشتن · چین خوردن · گرد آمدن · گردآمدن · گردآوردن · گروه آمدن
-
جمع شدن
-
جمع آوری اطلاعات
-
جمع کردن
-
گرد اوری داده ها
-
خیالبافی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن