ترجمه "gauntleted" به فارسی

دستکش دار, دستکش پوشیده, مجهز به دستکش زرهی بهترین ترجمه های "gauntleted" به فارسی هستند.

gauntleted adjective دستور زبان

Adorned with one or more gauntlets [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دستکش دار

  • دستکش پوشیده

  • مجهز به دستکش زرهی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " gauntleted " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "gauntleted" با ترجمه به فارسی

  • (در قرون وسطی) دستکش زرهی (دستکش چرمی دارای صفحه های فلزی که برای حفاظت دست ها در جنگ پوشیده می شد) · (پیراهن دوزی) سر آستین چین دار · ابدست · دستکش آستین دار (که تا زیر آرنج را می پوشاند) · دستکش بلند · رجوع شود به gantlet
  • (در قرون وسطی) دستکش زرهی (دستکش چرمی دارای صفحه های فلزی که برای حفاظت دست ها در جنگ پوشیده می شد) · (پیراهن دوزی) سر آستین چین دار · ابدست · دستکش آستین دار (که تا زیر آرنج را می پوشاند) · دستکش بلند · رجوع شود به gantlet
اضافه کردن

ترجمه های "gauntleted" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه