ترجمه "gavel" به فارسی
باج, خراج, کوبه بهترین ترجمه های "gavel" به فارسی هستند.
gavel
verb
noun
دستور زبان
(historical) Rent. [..]
-
باج
nounJudges often use gavels.
قاضی ها بیشتر اوقات باج میگیرند.
-
خراج
noun -
کوبه
-
ترجمه های کمتر
- با چکش چوبی کوبیدن (بر میز)
- باکوبیدن چکش چوبی آغاز یا پایان جلسه را اعلام کردن
- چوب حراج
- چکش چوبی (که رییس جلسه برای جلب توجه یا درخواست سکوت بر میز می کوبد)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gavel " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "gavel"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن