ترجمه "gawk" به فارسی
ساده لوح, لخته, گشتن بهترین ترجمه های "gawk" به فارسی هستند.
gawk
verb
noun
دستور زبان
a cuckoo [..]
-
ساده لوح
noun -
لخته
noun -
گشتن
verb
-
ترجمه های کمتر
- خاک
- آدم احمق و دست و پا چلفتی
- آدم مات و سر به هوا
- احمقانه خیره شدن
- بر و بر نگاه کردن
- بچه ناقص الخلقه
- خیره نگاه کردن
- زل زدن
- زل زل نگاه کردن
- چشم گرداندن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gawk " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن