ترجمه "gaze" به فارسی
نگاه, چشم دوختن, نگاه خیره بهترین ترجمه های "gaze" به فارسی هستند.
gaze
verb
noun
دستور زبان
(intransitive) To stare intently or earnestly. [..]
-
نگاه
nounA fixed look
Marius gazed at the old man in amazement.
ماریوس که مثل سنگ خشک شده بود پیرمرد را نگاه میکرد.
-
چشم دوختن
verbbut i have something he doesn't. my deadly gaze
اما تو چیزی داری که او ندارد چشم دوختن مرگبار من
-
نگاه خیره
nounThe young man withstood her gaze blushing only a damask rose as became him.
مرد جوان نگاه خیره او را تاب آورد، فقط کمی سرخ شد.
-
ترجمه های کمتر
- نگاه کردن به چیزی در حالی که به چیز دیگه ای فکر میکنیم
- (با حیرت یا کنجکاوی) نگاه ممتد کردن
- بادقت نگاه کردن
- خیره شدن
- خیره نگاه کردن
- خیره نگریستن
- زل زل نگاه کردن
- نگاه ممتد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gaze " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "gaze"
عباراتی شبیه به "gaze" با ترجمه به فارسی
-
بلورنگری (نوعی فال بینی که طی آن مدعی به گوی بلورین یا crystal ball نگاه می کند و آینده را در آن می بیند)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن