ترجمه "gel" به فارسی

ژل, ژلاتین, ژله بهترین ترجمه های "gel" به فارسی هستند.

gel verb noun دستور زبان

(transitive) To apply (cosmetic) gel to (the hair, etc). [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ژل

    any gel for a particular cosmetic use [..]

    I haven't used hair gel since ninth grade.

    من از کلاس نهم از ژل مو استفاده نکردم.

  • ژلاتین

    noun
  • ژله

    noun

    And then it gels in the refrigerator and you flip it onto a plate.

    و بعد توي يخچال ژله اي ميشه و بعدش هم برش ميگردوني رو بشقاب

  • ترجمه های کمتر

    • تبدیل به ژلاتین شدن
    • دلمه شدن
    • ژلاتین (ماده ژلاتینی که در اثر سرد شدن و سفت شدن محلول لزج و ژلاتین دار حاصل می شود)
    • ژله شدن (jellify هم می گویند)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " gel " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "gel"

عباراتی شبیه به "gel" با ترجمه به فارسی

  • حالت كولویید · ژلها · کلوییدها
  • کروماتوگرافى ژل تراوا · کروماتوگرافی ژل
  • کروماتوگرافى ژل تراوا · کروماتوگرافی ژل
  • سیلیکا ژل · ژل سیلیکا (که در شیمی کاربرد دارد)
  • الكتروفورز ژل · الكتروفورز ژل پلياكريلآميد · الکتروفورز · برقتمركز · صفحه اس.دي.اس
  • آزمونهاي انتشار ژل · آزمونهاي ايمونوديفيوژن · آزمونهاي رسوب ژل · آزمونهای انتشار ایمنی
  • الكتروفورز ژل · الكتروفورز ژل پلياكريلآميد · الکتروفورز · برقتمركز · صفحه اس.دي.اس
  • ژل موی سر
اضافه کردن

ترجمه های "gel" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه