ترجمه "gelatin" به فارسی

ژلاتین, ژله, ژلاتینی بهترین ترجمه های "gelatin" به فارسی هستند.

gelatin noun دستور زبان

Alternative spelling of gelatine. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ژلاتین

    noun

    chemicals [..]

    Jacqueline's pretty body was steeped in that bath of gelatinous thought.

    و در این اندیشهٔ ژلاتین صفت، پیکر زیبای ژاکلین غوطه میزد.

  • ژله

    noun

    A raw egg, gelatin, herbs.

    يه تخم مرغ خام ، ژله وگياه

  • ژلاتینی

    noun

    My bodyguard prepared bridge cutting charges of gelatine.

    افراد محافظ من مواد منفجره ژلاتینی را تهیه کردند

  • ترجمه های کمتر

    • دلمه
    • سریش
    • لرزانک
    • سريشم ماهي
    • صفحه ی کاغذ یا پارچه ی فرانما به رنگ های مختلف که برای ایجاد نورهای رنگارنگ روی چراغ های صحنه ی تئاتر و غیره قرار می دهند
    • چسب حیوانی (gelatine هم می نویسند)
    • ژلاتین (که از جوشاندن کله پاچه و یا شاخ و استخوان حاصل می شود)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " gelatin " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "gelatin"

عباراتی شبیه به "gelatin" با ترجمه به فارسی

  • تبدیل به ژلاتین یاسریشم · دلمه سازی
  • دلمه · سريشم ماهي · سریشم · ژلاتین · ژلاتینی
  • (عکاسی) با لایه ای از ژلاتین پوشاندن · با ژلاتین لعاب دادن · به صورت ژلاتین درآوردن · ژلاتینی شدن · ژلاتینی کردن · ژله مانند شدن
  • تبدیل به ژلاتین کردن · دلمه کردن
  • لزج و لیز · ژلاتین دار · ژلاتین مانند · ژلاتینی · ژله مانند
  • ژلاتينسازي · ژلاتینه شدن · ژلهسازی · ژلهشدن · ژلهشدگي
  • لزج و لیز · ژلاتین دار · ژلاتین مانند · ژلاتینی · ژله مانند
  • (عکاسی) با لایه ای از ژلاتین پوشاندن · با ژلاتین لعاب دادن · به صورت ژلاتین درآوردن · ژلاتینی شدن · ژلاتینی کردن · ژله مانند شدن
اضافه کردن

ترجمه های "gelatin" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه