ترجمه "geld" به فارسی

(از چیز مهمی) محروم کردن, (انگلیس - زمان انگلوساکسون ها و نرمان ها) خراج سلطنتی, (به ویژه در مورد اسب) اخته کردن بهترین ترجمه های "geld" به فارسی هستند.

geld verb noun دستور زبان

Money; notably: [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (از چیز مهمی) محروم کردن

  • (انگلیس - زمان انگلوساکسون ها و نرمان ها) خراج سلطنتی

  • (به ویژه در مورد اسب) اخته کردن

  • ترجمه های کمتر

    • اخته کردن
    • تضعیف کردن
    • مالیاتی که زمین داران به پادشاه می دادند
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " geld " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "geld" با ترجمه به فارسی

  • اسبهای اخته
  • (قدیمی) خواجه · اختهكردن · اختهكردن (اسب) · اختهكردن جانوران · اختهکردن · اسب اخته · جرده · حیوان اخته شده · ژل زدن · گلدینگ
  • (قدیمی) خواجه · اختهكردن · اختهكردن (اسب) · اختهكردن جانوران · اختهکردن · اسب اخته · جرده · حیوان اخته شده · ژل زدن · گلدینگ
  • (قدیمی) خواجه · اختهكردن · اختهكردن (اسب) · اختهكردن جانوران · اختهکردن · اسب اخته · جرده · حیوان اخته شده · ژل زدن · گلدینگ
اضافه کردن

ترجمه های "geld" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه