ترجمه "geminate" به فارسی
دوقلو, جفت, جفتی بهترین ترجمه های "geminate" به فارسی هستند.
geminate
adjective
verb
noun
دستور زبان
Forming a pair. [..]
-
دوقلو
noun -
جفت
noun -
جفتی
-
ترجمه های کمتر
- دوتایی
- توام
- جفت کردن
- دو برابر کردن
- دو تا کردن یا شدن
- زوج شدن
- مضاعف شدن یا کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " geminate " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "geminate" با ترجمه به فارسی
-
تشدید · تضعیف · تکثیر · تکرار · جفت سازی · جفت شدگی · دوتایی
-
تشدید · تضعیف · تکثیر · تکرار · جفت سازی · جفت شدگی · دوتایی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن