ترجمه "gender" به فارسی
جنس, جنسیت, نوع بهترین ترجمه های "gender" به فارسی هستند.
(grammar) A division of nouns and pronouns (and sometimes of other parts of speech), such as masculine, feminine, neuter or common. [..]
-
جنس
nounbiological sex of persons or animals [..]
As you can imagine, it's difficult to avoid gender.
همونطور که ميتوني تصور کني سخته که از جنس مخالف دور باشي
-
جنسیت
nounbiological sex of persons or animals [..]
Yeah, I didn't know it was possible to go through life using gender neutral pronouns.
بله ، من نمی دانستم که با استفاده از ضمایر بی طرفی جنسیت می توانم زندگی کنم.
-
نوع
nounUnlike other countries, Britain has people of two genders, women and men.
مردم در بریتانیا بر خلاف سایر کشور های دنیا دو نوع هستند, مرد و زن.
-
ترجمه های کمتر
- قسم
- (بچه) پس انداختن
- (دستور زبان) جنس
- (عامیانه) مرد یا زن بودن
- (متون قدیمی) تولید کردن
- به وجود آوردن (رجوع شود به engender)
- تمایلات جنسی
- مذکر یا مونث بودن
- مردی یا زنی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gender " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
"Gender" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Gender در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "gender" با ترجمه به فارسی
-
مطالعات جنسیت
-
تظاهر به جنسیت متضاد
-
مختص به جنس بخصوصی · ویژه ی مرد یا زن
-
آشفتگی جنسیتی
-
جنس · جنس دستوری · قسم · نوع
-
هویت جنسیتی
-
نقش جنسیتی
-
برابری جنسیتی