ترجمه "generally" به فارسی
معمولا, کلا, اکثرا بهترین ترجمه های "generally" به فارسی هستند.
generally
adverb
دستور زبان
Popularly or widely. [..]
-
معمولا
adverbI think black guys generally know where they're going.
من فکر میکنم سیاه پوستها معمولا میدانند کجا میروند.
-
کلا
They would doubtless be congenial with the generality of female minds.
البته کلا زنها طرفدار این جور تفریحات هستند
-
اکثرا
generally around dark. at dark
اکثرا وقتي که تاريک شد. توي تاريکي هوا
-
ترجمه های کمتر
- جمیع، کافه
- قاعدتا
- به طور کلی
- به طور گسترده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " generally " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "generally" با ترجمه به فارسی
-
دادگاه عالی صحرایی (که در ارتش آمریکا مرکب است از پنج افسر و سرباز و می تواند حکم اعدام صادر کند)
-
دبیر کل · منشی کل
-
رئیس کل حسابداری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن