ترجمه "generic" به فارسی
عمومی, عام, کلی بهترین ترجمه های "generic" به فارسی هستند.
generic
adjective
noun
دستور زبان
A wine that is a blend of several wines, or made from a blend of several grape varieties [..]
-
عمومی
Really, this general flight has been arranged to get all the old maids married off.
قطعا این فرار عمومی برای این ترتیب داده شده است که تمام دختران پیر شوهر پیدا کنند.
-
عام
but in a power to make or do, not anything in general, but something in particular.
بلکه توانایی انجام یا تولید کاری خاص و نه عام است.
-
کلی
Mr. Cruncher betook himself to his boot cleaning and his general preparation for business.
هم خود را به پاک کردن چکمهها و فراهم آوردن ترتیبات کلی کار روز مصروف داشت.
-
ترجمه های کمتر
- نوعی
- جنسی
- گروهی
- (در مورد اجناسی که در سوپرمارکت ها می فروشند) بدون علامت تجارتی
- (زیست شناسی) وابسته به جنس (گیاه یا حیوان)
- اسم عام
- بدون مارک
- تیره ای
- وابسته به یک نوع یا طبقه ی بخصوصی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " generic " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Generic
-
عام، عمومی، نوعی
عباراتی شبیه به "generic" با ترجمه به فارسی
-
دادگاه عالی صحرایی (که در ارتش آمریکا مرکب است از پنج افسر و سرباز و می تواند حکم اعدام صادر کند)
-
دبیر کل · منشی کل
-
رئیس کل حسابداری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن