ترجمه "generous" به فارسی
نجیب, راد, بخشنده بهترین ترجمه های "generous" به فارسی هستند.
generous
adjective
دستور زبان
(obsolete) Of noble birth. [16th-19th c.] [..]
-
نجیب
of noble birth [..]
it to her because of her sweetness and general sobriety
به آن دختر دوستداشتنی و نجیب در این باره حرفی بزنند.
-
راد
adjectivenoble in character, magnanimous [..]
-
بخشنده
adjectivewilling to give and share unsparingly
I am generous but only to a point.
من بخشنده ام ولی فقط تا یه نقطه ای.
-
ترجمه های کمتر
- سخاوتمند
- بلندنظر
- سخی
- صاحب کرم
- سخاوتمندانه
- بزرگوار
- کریم
- بزرگ
- زیاد
- خیر
- دهشگر
- رادمنش
- حاصلخیز
- لوطی
- پربار
- دهنده
- (شراب) قوی
- از حد معمول بزرگتر یا بیشتر
- با سخاوت
- با گذشت
- دست و دل باز
- پر برکت
- گشاده دست
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " generous " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "generous" با ترجمه به فارسی
-
دادگاه عالی صحرایی (که در ارتش آمریکا مرکب است از پنج افسر و سرباز و می تواند حکم اعدام صادر کند)
-
دبیر کل · منشی کل
-
رئیس کل حسابداری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن