ترجمه "genius" به فارسی
نابغه, نابفه, جن بهترین ترجمه های "genius" به فارسی هستند.
genius
adjective
noun
دستور زبان
Someone possessing extraordinary intelligence or skill; especially somebody who has demonstrated this by a creative or original work in science, music, art etc. [..]
-
نابغه
nounperson who has exceptional intellectual ability, creativity, or originality
She is what is called a genius.
او چیزی است که نابغه خوانده می شود.
-
نابفه
someone possessing extraordinary intelligence or skill
-
جن
noun
-
ترجمه های کمتر
- جنیوس
- نبوغ
- روح
- هوشمندی
- هوشمند
- ماهر
- فرزاد
- هنرشناس
- همزاد
- جادوگری
- جنی
- جادویی
- تجلی
- ذات
- (اغلب با G بزرگ) روح حافظ شخص یا مکان بخصوصی
- (در مورد ملت ها و مکان ها و ادوار) خصوصیات
- (عقاید رومیان قدیم) روح محافظ شخص که هنگام تولد او مامور می شود
- استعداد زیاد
- اصل و گوهر
- بسیار باهوش
- جن و پری
- دارای استعداد سرشار
- ذکاوت زیاد
- زبر دست
- فکر بکر
- هر یک از دو روح خوب و بد که به اعتقاد قدماسرنوشت انسان را تحت تاثیر قرار می دهند
- هوش سرشار
- کسی که بر دیگری تاثیری ژرف می گذارد
- کنه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " genius " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "genius" با ترجمه به فارسی
-
(لاتین) روح محافظ هر مکان · حالت و جو ویژه ی هر مکان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن