ترجمه "gentry" به فارسی
اشراف, اصالت, ادب بهترین ترجمه های "gentry" به فارسی هستند.
gentry
noun
دستور زبان
Birth; condition; rank by birth. [..]
-
اشراف
well-born, genteel and well-bred people
Among the gentry of the province Nicholas was respected but not liked.
در اجتماع اشراف دهکده نیکلای مورد احترام بود اما او را دوست نداشتند.
-
اصالت
noun -
ادب
noun
-
ترجمه های کمتر
- (مهجور) امتیاز اشرافی
- اشراف (انگلیس - طبقه ی زمینداران کلان که مقامشان ازاشراف پایین تر بود) ارباب زاده
- حکومت اشرافی
- طبقه اشراف
- طبقه ی بالای اجتماع
- طبقه ی ویژه ای از مردم
- مقام والا
- نجیب زادگان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gentry " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Gentry
proper
A surname.
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Gentry" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Gentry در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "gentry" با ترجمه به فارسی
-
جنتری لی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن