ترجمه "geodesic" به فارسی
ژئودزیک, ژئودسیک, پیمایشی بهترین ترجمه های "geodesic" به فارسی هستند.
geodesic
adjective
noun
دستور زبان
(mathematics) the shortest line between two points on a specific surface [..]
-
ژئودزیک
shortest path between two points on a curved surface
It looked like a Buckminster Fuller geodesic dome.
مانند گنبد ژئودزیک باکمینستر فولر( گنبدی در مونتریال) میماند.
-
ژئودسیک
-
پیمایشی
-
ترجمه های کمتر
- (معماری) دارای میله هایی که به صورت اشکال چند گوشه به هم وصل شده و تشکیل گنبد می دهند
- قضیه حمار
- وابسته به اقصر فاصله بین دو نقطه ی واقع بر هر چیز مسطح (به ویژه سطح کروی)
- وابسته به هندسه ی ژئودسیک یا خطوط اقصر فاصله
- وابسته به هندسه ی کروی
- کوتاهترین خط ما بین دو نقطه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " geodesic " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "geodesic" با ترجمه به فارسی
-
گنبد ژئودزیک
-
وابسته بعلم زمین پیمایی درسطح کره
-
ژئودزیکها در نسبیت عام
-
وابسته بعلم زمین پیمایی درسطح کره
اضافه کردن مثال
اضافه کردن