ترجمه "geographer" به فارسی
جغرافی دان, جغرافيدان, جغرافیدان بهترین ترجمه های "geographer" به فارسی هستند.
geographer
noun
دستور زبان
A specialist in geography. [..]
-
جغرافی دان
a specialist in geography
whence I cannot but conclude, that our geographers of Europe are in a great error.
از ین نکته ناگزیر چنین استنباط میکنم که جغرافی دان ان ما در اروپا دچار سهوی عظیم اند.
-
جغرافيدان
-
جغرافیدان
scholar whose area of study is geography
-
گیتاشناس
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " geographer " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "geographer" با ترجمه به فارسی
-
توزيع طبيعي · توزیع جغرافیایی · توزیع گیتاشناختی · رخداد طبيعي
-
عوارض جغرافیایی
-
تقسیم کار جغرافیایی
-
زادگاه · زادگاه جغرافيايي · مبدأ · منشا جغرافيايي
-
محل
-
بانک اطلاعاتی جغرافیایی
-
ازروی جغرافیا · ازلحاظ جغرافیایی · موافق علم جغرافیا
-
جغرافیدانان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن