ترجمه "geographical" به فارسی

جغرافیایی, جغرافيايی, وابسته به جغرافی بهترین ترجمه های "geographical" به فارسی هستند.

geographical adjective دستور زبان

of or relating to geography; geographic [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جغرافیایی

    And then, that this discussion was drawing geographical boundaries around me.

    و حالا، این مناظره داشت مرز های جغرافیایی در اطراف من می کشید.

  • جغرافيايی

  • وابسته به جغرافی

  • گیتاشناختی (geographic هم می گویند)

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " geographical " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "geographical" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "geographical" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه