ترجمه "geometric" به فارسی
هندسی, دارای خطوط و زوایا و دوایر, وابسته به هندسه بهترین ترجمه های "geometric" به فارسی هستند.
geometric
adjective
دستور زبان
Of, or relating to geometry. [..]
-
هندسی
I don't care, geometrical shapes, just grab some junk from around you.
مهم نیست چی، یک جور شکل هندسی درست کنم، حتی اگر شده با آت آشغالهای دور و برمان.
-
دارای خطوط و زوایا و دوایر
-
وابسته به هندسه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " geometric " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "geometric" با ترجمه به فارسی
-
نورشناسی هندسی
-
توزیع هندسی
-
نظم
-
تصاعد هندسی
-
هندسی
-
ازروی هندسه · بطورهندسی · موافق علم هندسه
-
ریشه ی n ام · فاصله ی بین اولین و آخرین جمله ی یک تصاعد هندسی · میانگین هندسی
-
(نادر) اصول هندسی را به کار بردن · از طریق هندسه (مسئله ای را) حل کردن · هندسی وار کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن