ترجمه "geostationary" به فارسی

(ماهواره یا فضاپیمایی که مدارش دور خط استوا بوده و سرعتش مساوی است با سرعت حرکت زمین به دور خود و بنابراین در بالای محل خاصی ثابت قرار دارد) زمین هم گرد, ثابت بر زمین, زمین استوار (geosynchronous هم می گویند) بهترین ترجمه های "geostationary" به فارسی هستند.

geostationary adjective دستور زبان

At a fixed distance in three dimensions relative to a particular point on the Earth's surface; generally only possible with orbital satellites. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (ماهواره یا فضاپیمایی که مدارش دور خط استوا بوده و سرعتش مساوی است با سرعت حرکت زمین به دور خود و بنابراین در بالای محل خاصی ثابت قرار دارد) زمین هم گرد

  • ثابت بر زمین

  • زمین استوار (geosynchronous هم می گویند)

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " geostationary " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "geostationary" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "geostationary" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه