ترجمه "gerbil" به فارسی

جربیل, کلاو, (جانور شناسی) ببر بوغ بهترین ترجمه های "gerbil" به فارسی هستند.

gerbil verb noun دستور زبان

(zoology) One of several species of small, jumping, murine rodents, of the genus Gerbillus . In their leaping powers they resemble the jerboa. They inhabit Africa, India, and Southern Europe. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جربیل

  • کلاو

  • (جانور شناسی) ببر بوغ

  • ترجمه های کمتر

    • موش صحرایی
    • موش صحرایی (از تیره ی Cricetidae و زیر تیره ی Gerbilinae - جانوری جونده که بیشتر به عنوان حیوان اهلی یا دست آموز کودکان به کار می رود)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " gerbil " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "gerbil"

عباراتی شبیه به "gerbil" با ترجمه به فارسی

  • جربیلها
  • موش بیابانی · موش صحرایی · یربوع
اضافه کردن

ترجمه های "gerbil" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه