ترجمه "gesture" به فارسی
ژست, اشاره, رفتار بهترین ترجمه های "gesture" به فارسی هستند.
A motion of the limbs or body, especially one made to emphasize speech. [..]
-
ژست
nounmotion of the limbs or body [..]
At least it would be a goodwill gesture.
حداقل مي تونيم باهاشون ، ژستِ حُسن ِنيت بگيريم.
-
اشاره
nounA quick movement of a finger or pen on a screen that the computer interprets as a command, rather than as a mouse movement, writing, or drawing.
Come, he says, gesturing to the seat which Dervish vacated.
به صندلی ای اشاره میکند که درویش قبلا رویش نشسته بود.
-
رفتار
nounNever did word or gesture escape him which could disturb his friend's peace.
هرگز یک کلمه، یک رفتار که بتواند موجب نگرانی دوستش گردد از وی سر نمیزد.
-
ترجمه های کمتر
- ادا
- حرکت
- حرکت نمادین
- نشان
- قیافه
- علامت
- انگلیسی
- (حرکت بدن یا هریک از اعضای آن برای بیان احساسات یا اندیشه) جنبش اندام
- ایما و اشاره
- با ایما و اشاره بیان کردن از فرط استیصال با دست هایش علامت می داد.
- با سرو دست ( و حرکات صورت) اشاره کردن
- تکان دادن دست و سر و غیره (به منظور بیان چیزی)
- طرح دادن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gesture " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "gesture"
عباراتی شبیه به "gesture" با ترجمه به فارسی
-
امضا شده · متضمن حرکات واشارات
-
موتور تشخیص اشاره
-
امضا شده · متضمن حرکات واشارات