ترجمه "get to" به فارسی
رنجه داشتن, عصبانی کردن, متوقف کردن بهترین ترجمه های "get to" به فارسی هستند.
get to
verb
دستور زبان
Used other than as an idiom: see get , to . [..]
-
رنجه داشتن
verb -
عصبانی کردن
verb -
متوقف کردن
verbso, she gets to a certain point in her story and she stops talking. why
پس اون به نقطه مشخصي در داستانش رسيد و صحبت هاشو متوقف کرد ، چرا
-
ترجمه های کمتر
- مزاحم شدن
- هم زدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " get to " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "get to" با ترجمه به فارسی
-
به کاری پرداختن
-
آشنا شدن
-
انجام دادن (معمولا امور ناپسند) · مرتکب شدن
-
عصبانی کردن
-
آشنا شدن
-
آشنا شدن
-
آشنا شدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن