ترجمه "getaway" به فارسی

فرار, گریز, اغاز بهترین ترجمه های "getaway" به فارسی هستند.

getaway adjective noun دستور زبان

A means of escape. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فرار

    noun

    Must have got mixed in when I packed for a quick getaway.

    احتمالاً وقتی داشتم جمعشون میکردم که فرار کنم قاطی پاتی شدن.

  • گریز

    noun
  • اغاز

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • شروع
    • (در مسابقه و غیره) آغاز
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " getaway " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "getaway" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه