ترجمه "gewgaw" به فارسی
النگو, بدلی, بازیچه بهترین ترجمه های "gewgaw" به فارسی هستند.
gewgaw
adjective
noun
دستور زبان
A showy trifle, a toy; a showy ornament or decoration. [from 15th c.] [..]
-
النگو
noun -
بدلی
-
بازیچه
noun
-
ترجمه های کمتر
- اسباب بازی بچه
- خرت و پرت
- خرده ریز
- زلم زیمبو
- زیور آلات قلابی
- هر چیز ظاهرا زیبا ولی ذاتا بی ارزش
- چیز جزئی
- چیز پر زرق و برق ولی به درد نخور
- چیزهایی (مثل پولک و منجوق)که چشمگیر ولی کم ارزش اند
- گول زنک
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gewgaw " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن