ترجمه "ghetto" به فارسی
گتو, مهاجرمحله, گدامحله بهترین ترجمه های "ghetto" به فارسی هستند.
ghetto
adjective
verb
noun
دستور زبان
The district in a city where Jews were compelled to confine themselves. [..]
-
گتو
nounarea of a city in which Jews were concentrated [..]
We're going to stage a little medieval entertainment in the ghetto.
يکم سرگرمي هاي قرون وسطايي تو گتو داريم!
-
مهاجرمحله
-
گدامحله
-
ترجمه های کمتر
- (امروزه - هربخشی از شهر که گروه مذهبی یا نژادی بخصوص به خاطر فشارهای اجتماعی یا اقتصادی ناگزیر به زندگی در آن هستند) گتو
- (در اصل) نام محله ی یهودی نشین شهر ونیز در ایتالیا
- (سابقا در اروپا) جوباره
- جهود محله
- محله کلیمیها
- محله ی سیاهان
- محله ی یهودیان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ghetto " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن