ترجمه "gib" به فارسی
گوه, پشتبند, قلاب بهترین ترجمه های "gib" به فارسی هستند.
gib
verb
noun
دستور زبان
A bolt or wedge made from wood or metal used for holding a machine part in place. [..]
-
گوه
-
پشتبند
-
قلاب
noun
-
ترجمه های کمتر
- قطعه ی فلزی یا چوبی (که جهت جلوگیری از تاب برداشتن و سایش چرخ ها و قسمت های متحرک موتور به کار می رود)
- میخ چرخ
- گربه ی نر (به ویژه گربه ی اخته شده)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gib " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Gib
noun
دستور زبان
Abbreviation of [i]gibibit[/i]. (2 10 (1024) megabits (mebibits) or 2 30 (1,073,741,824) bits)
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Gib" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Gib در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
GiB
noun
دستور زبان
SI abbreviation for gibibyte or gibibytes. [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"GiB" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای GiB در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن