ترجمه "gigantic" به فارسی

غول آسا, عظیم, غولآسا بهترین ترجمه های "gigantic" به فارسی هستند.

gigantic adjective دستور زبان

Very large. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • غول آسا

    adjective

    very large

    before smashing them into each other inside gigantic particle detectors.

    تا آنکه آنها را درون ردیابهای غول آسا در برخورد با هم خرد کند.

  • عظیم

    adjective

    We round a corner and approach the gigantic D warehouse.

    از سر پیچی میگذریم و به انبار عظیم د میرسیم.

  • غولآسا

    very large

    Beethoven was fire now a furnace with gigantic flames and vast columns of smoke

    بتهوون آتش بود: گاه آتشی با زبانههای غولآسا و دودهای انبوه

  • ترجمه های کمتر

    • سترگ
    • غولسان
    • بسیار بزرگ
    • بسیار زیاد
    • غول مانند
    • غول پیکر
    • مناسب برای یک غول
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " gigantic " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "gigantic"

عباراتی شبیه به "gigantic" با ترجمه به فارسی

  • (پزشکی) غول سانی · (گیاه شناسی) رشد نابهنجار · عظمت · عظیم الجثه بودن · غول پیکری · غولپیکری · ژیگانتیسم · کلان پیکری
  • (پزشکی) غول سانی · (گیاه شناسی) رشد نابهنجار · عظمت · عظیم الجثه بودن · غول پیکری · غولپیکری · ژیگانتیسم · کلان پیکری
اضافه کردن

ترجمه های "gigantic" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه