ترجمه "giggle" به فارسی

ریسه, ریسه رفتن, خنده ی توام با صداهای زیر و متواتر غیر ارادی (بخصوص موقعی که انسان می خواهد جلو خنده ی خود را بگیرد) هرهر بهترین ترجمه های "giggle" به فارسی هستند.

giggle verb noun دستور زبان

To laugh gently or in a high-pitched voice; to laugh in a silly or giddy way. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ریسه

    laugh

    He smelled the cloying reek fromup stairs, and heard her giggling with Ted.

    بوی تهوع آوری از طبقه بالا میشنید و صدای غش و ریسه او با تد به گوشش میرسید.

  • ریسه رفتن

    laugh

  • خنده ی توام با صداهای زیر و متواتر غیر ارادی (بخصوص موقعی که انسان می خواهد جلو خنده ی خود را بگیرد) هرهر

  • ترجمه های کمتر

    • زیر خنده زدن
    • صدای کر کر خنده
    • هرهر خندیدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " giggle " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "giggle" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه