ترجمه "gillie" به فارسی
پیشخدمت و راهنمای ورزشکاران, ملازم شکارچی, ملازم شکارچی - (قدیمی - اسکاتلند) نوکر بهترین ترجمه های "gillie" به فارسی هستند.
gillie
verb
noun
دستور زبان
(originally) male attendant on a Scottish Highland chief [..]
-
پیشخدمت و راهنمای ورزشکاران
-
ملازم شکارچی
-
ملازم شکارچی - (قدیمی - اسکاتلند) نوکر
-
کفش قلابک دار (رجوع شود به ghillie) - نوکر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gillie " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن