ترجمه "gip" به فارسی
تقلب کردن, رجوع شود به gyp, طعمه کردن بهترین ترجمه های "gip" به فارسی هستند.
gip
verb
noun
دستور زبان
A servant; a gyp. [..]
-
تقلب کردن
verb -
رجوع شود به gyp
-
طعمه کردن
verb
-
ترجمه های کمتر
- فریب دادن
- قربانی کردن
- کلاهبرداری کردن
- گول زدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gip " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
GIP
abbreviation
Initialism of [i]GSM Interworking Profile[/i] (profile that allows a DECT base station to form part of a GSM network, given suitable handsets)
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"GIP" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای GIP در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن