ترجمه "girlfriend" به فارسی
دوستدختر, دلبر, دوست دختر بهترین ترجمه های "girlfriend" به فارسی هستند.
girlfriend
noun
دستور زبان
A female friend. [..]
-
دوستدختر
nouna female partner in a romantic relationship [..]
Then, unexpectedly, his girlfriend broke off their relationship.
پس از چندی دوستدختر او به نحو غیرمنتظرهای او را ترک کرد.
-
دلبر
noun -
دوست دختر
Plus, he doesn't have a girlfriend, I don't have a girlfriend.
به علاوه ، دوست دختر نداره ، منم دوست دختر ندارم.
-
ترجمه های کمتر
- معشوقه
- زنی که دوست زن دیگری است
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " girlfriend " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن