ترجمه "glaciated" به فارسی
ازیخ پوشیده شده, زیرتاثیرعمل یخ واقع شده, یخساریده بهترین ترجمه های "glaciated" به فارسی هستند.
glaciated
adjective
verb
Simple past tense and past participle of glaciate. [..]
-
ازیخ پوشیده شده
-
زیرتاثیرعمل یخ واقع شده
-
یخساریده
یخساریده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " glaciated " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "glaciated" با ترجمه به فارسی
-
تاثیریخ · پوشیدگی ازیخ · یخ بستگی
-
(زمین شناسی) تحت تاثیر یخرود قرار گرفتن · با یخ پوشاندن · منجمد شدن · پوشیده از یخرودشدن · یخ بستن · یخ زدن · یخ گرفتن · یخرودی شدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن