ترجمه "glassy" به فارسی

شفاف, مات, سر بهترین ترجمه های "glassy" به فارسی هستند.

glassy adjective noun دستور زبان

Of or like glass, in particular smooth and (somewhat) reflective. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شفاف

    Lowering his face so that his nose was a mere inch away from the glassy substance

    نوک بینیاش با سطح مادهی شفاف یکی دو سانتیمتر بیشتر فاصله نداشت.

  • مات

    adjective

    Their diamonds range from smoky glassy to pure white.

    رنگ الماسها از شیشهای مات تا سفید متغییر است.

  • سر

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • لغزنده
    • زلال
    • لیز
    • آبگینه ای صاف و فرانما
    • بی حالت
    • سرد و بیروح
    • شیشه مانند
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " glassy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "glassy"

عباراتی شبیه به "glassy" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "glassy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه