ترجمه "glee" به فارسی

شادی, خوشحالی, خوشی بهترین ترجمه های "glee" به فارسی هستند.

glee verb noun دستور زبان

(uncountable) Joy; merriment; mirth; gaiety; particularly, the mirth enjoyed at a feast. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شادی

    noun

    Joy; merriment; mirth; gayety; particularly, the mirth enjoyed at a feast

    The water was warm, and he splashed about like a very boy in his glee.

    آب گرم بود و یورگیس با شادی کودکانهای در آن شلپ شلپ میکرد.

  • خوشحالی

    noun

    Malfoy was almost beside himself with glee at Gryffindor's defeat.

    بعد از شکست تیم گلیفندور مالفوی از خوشحالی در پوست خود نمیگنجید.

  • خوشی

    noun

    his father nearly rolled off the chair with glee;

    پدرش نزدیک بود از خوشی از روی صندلی بیفتد.

  • ترجمه های کمتر

    • شعف
    • شادمانی
    • نشاط
    • چندسرایی
    • هلهله
    • کامیابی
    • (موسیقی) قطعه آوازی که در آن دو یا سه نفر مرد یکی پس از دیگری می خوانند
    • آواز چند نفری
    • سر و صدا و شادی
    • شادی و نشاط
    • شوق وشعف
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " glee " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "glee"

عباراتی شبیه به "glee" با ترجمه به فارسی

  • انجمن آواز خوانی · باشگاه آواز و سرود · گروهی که برای خواندن آواز انجمن تشکیل می دهند
اضافه کردن

ترجمه های "glee" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه