ترجمه "glenoid" به فارسی

دوری, (کالبد شناسی) حدقه یا فرورفتگی استخوان که استخوان دیگری در آن قرار می گیرد (مثلا در مفصل شانه), کاسه ای بهترین ترجمه های "glenoid" به فارسی هستند.

glenoid adjective noun دستور زبان

(anatomy) A shallow depression in a bone, especially in the scapula. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دوری

    noun adjective
  • (کالبد شناسی) حدقه یا فرورفتگی استخوان که استخوان دیگری در آن قرار می گیرد (مثلا در مفصل شانه)

  • کاسه ای

  • گودال مانند

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " glenoid " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "glenoid" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه