ترجمه "globe" به فارسی
کره, گوی, كره بهترین ترجمه های "globe" به فارسی هستند.
globe
verb
noun
دستور زبان
Any spherical object [..]
-
کره
nounthe planet Earth
The same is true all over the globe.
مشابه اين حقيقت در سراسر کره وجود دارد.
-
گوی
nounI looked at the globe and wondered where we were headed first.
به گوی نگاه کردم و فکر کردم که ما از کجا شروع میکنیم.
-
كره
missed us oh, no. you broke my favorite snow globe
دلت تنگ شده بود اوه ، نه تو كره برفي مورد علاقهام را شكستي
-
ترجمه های کمتر
- زمین
- گلوب
- گوي
- توپ
- ارض
- замин
- توپچه
- لامپ
- توپی
- به صورت توپ درآوردن
- مدل کروی ماه و سایر اجرام سماوی
- نقشه ی زمین (به شکل کره)
- هر چیز کروی شکل (مثل قدح شیشه ای یاحباب لامپ و غیره)
- هر چیز گرد
- کره چشم
- کره ی بلورین
- کره ی جغرافیایی
- کروی شدن یا کردن
- گندله کردن یا شدن
- گوی مانند شدن یا کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " globe " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Globe
proper
A city in Arizona [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Globe" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Globe در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "globe"
عباراتی شبیه به "globe" با ترجمه به فارسی
-
کره مجازی
-
کنگر فرنگی
-
جایزه گلدن گلوب
-
آرتیشو
-
جهانگرد · عیار · کسی که مکرر به جاهای مختلف جهان سفر می کند
-
کره ی سماوی (کره ای که روی آن آسمان و ستارگان نقش شده)
-
شیر سوپاپی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن