ترجمه "globular" به فارسی
کروی, توپ مانند, متشکل از گویچه بهترین ترجمه های "globular" به فارسی هستند.
globular
adjective
noun
دستور زبان
Roughly spherical in shape. [..]
-
کروی
adjectiveAnd that's the shell around that globular fat.
و این پوسته اطراف اون چربی کروی است.
-
توپ مانند
-
متشکل از گویچه
-
ترجمه های کمتر
- گوی مانند
- گویچه ای
- گویچه دار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " globular " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "globular" با ترجمه به فارسی
-
خوشه ستارهای کروی
-
کرویت · گردی
-
حالت کروی
-
پروتئینهای حلقوی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن