ترجمه "glomerule" به فارسی
خوشه, گویینه, خوشه ی بهم فشرده (مثل برخی گل ها یا گل کلم) بهترین ترجمه های "glomerule" به فارسی هستند.
glomerule
noun
دستور زبان
A head or dense cluster of flowers, formed by condensation of a cyme, as in the flowering dogwood. [..]
-
خوشه
noun -
گویینه
-
خوشه ی بهم فشرده (مثل برخی گل ها یا گل کلم)
-
کلافه ی گل
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " glomerule " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "glomerule" با ترجمه به فارسی
-
به صورت خوشه های متراکم انباشته شده · توده ی کوچک و متراکم · هم خوشه · گویینه دار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن