ترجمه "gloss over" به فارسی

زیرسبیلی رد کردن چیزی، حرف نزدن یا نپرداختن درباره چیزی که ناخوشایند است، بیخیال شدن موضوعی، احتراز کردن از چیزی، از کنار بحث ناجور رد شدن, ماست مالی کردن بهترین ترجمه های "gloss over" به فارسی هستند.

gloss over verb دستور زبان

(transitive, idiomatic) To treat something with less care than it deserves; to skimp. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • زیرسبیلی رد کردن چیزی، حرف نزدن یا نپرداختن درباره چیزی که ناخوشایند است، بیخیال شدن موضوعی، احتراز کردن از چیزی، از کنار بحث ناجور رد شدن

    gloss over something

    He glossed over any splits in the party.

    او از اینکه چند دستگی در مهمانی وجود داشت حرفی نزد

  • ماست مالی کردن

    verb
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " gloss over " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "gloss over" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه