ترجمه "glut" به فارسی
وفور, (اقتصاد) بازار را از محصولی اشباع کردن, اشباع بازار (معمولا برای شکست رقبای تجاری) بهترین ترجمه های "glut" به فارسی هستند.
glut
verb
noun
دستور زبان
an excess, too much [..]
-
وفور
-
(اقتصاد) بازار را از محصولی اشباع کردن
-
اشباع بازار (معمولا برای شکست رقبای تجاری)
-
ترجمه های کمتر
- اشباع شدن
- اقناع شدن
- تا خرخره خوردن
- زیاده روی کردن
- شکم چرانی کردن
- عرضه رااز تقاضا بیشتر کردن
- فراوانی کالا
- قورت دادن(حیوانات)
- پر خوردن
- پر خوری کردن
- پر کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " glut " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Glut
-
اشباع بازار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن