ترجمه "glyph" به فارسی
چشم, نماد, گلیف بهترین ترجمه های "glyph" به فارسی هستند.
glyph
noun
دستور زبان
Any non-verbal symbol that imparts information. [..]
-
چشم
noun -
نماد
nounA graphical representation of either a character, a part of a character, or a sequence of characters.
-
گلیف
element of writing
-
ترجمه های کمتر
- خیاره
- (کاربرد قدیمی -معماری) شیار عمودی
- الفبای تصویری (نگاره یا نشان های نمادین دیگر که بر فلز یا سنگ حک شده است مثل هیروگلیف)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " glyph " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "glyph"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن