ترجمه "gnomon" به فارسی

عقربه, شاخص, شرعیات بهترین ترجمه های "gnomon" به فارسی هستند.

gnomon noun دستور زبان

The pointer on a sundial. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • عقربه

    noun
  • شاخص

    this gnomon like fin stands up and casts shadows upon the wrinkled surface

    این ما زه شاخص مانند رایت بایستد و روی سطح لغزان آب سایه بیندازد

  • شرعیات

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • علم
    • (هندسه)مانده ی متوازی الاضلاع پس از آنکه متوازی الاضلاع مشابه ولی کوچکتری از یکی از زاویه های آن حذف گردد
    • تیغه ی زمان نمای خورشیدی (که از طول سایه ی آن وقت روز را تعیین می کردند)
    • تیغه یا عقربه ی ساعت آفتابی
    • ستون یا میله ی عمود برسطح افق
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " gnomon " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "gnomon"

عباراتی شبیه به "gnomon" با ترجمه به فارسی

  • علم تعیین وقت باشاخص · فن شاخص سازی
  • وابسته به ساعت آفتابی · وابسته به سنجش وقت با زمان نمای خورشیدی
  • وابسته به ساعت آفتابی · وابسته به سنجش وقت با زمان نمای خورشیدی
اضافه کردن

ترجمه های "gnomon" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه