ترجمه "go" به فارسی
رفتن, شدن, گو بهترین ترجمه های "go" به فارسی هستند.
(obsolete, intransitive) To walk; to travel on one's feet. [11th-19th c.] [..]
-
رفتن
verbto move from a place to another that is further away {{jump|t|move|s|a [..]
Tom doesn't feel up to going out today.
تام امروز حس و حال بیرون رفتن را ندارد.
-
شدن
verbto move through space (especially from one place to another) {{jump|t|move|s|a [..]
Those are people that are going on an airplane.
آنها مردمی هستند در حال سوار شدن به هواپیما.
-
گو
verb nounboard game
So, you wanna tell me why you're really going?
خب ، مي خواي بهم بگي واقعاً براي چي مي خواي بري ؟
-
ترجمه های کمتر
- گذشتن
- رَفتَن
- مردن
- پیشنهاد
- افسون
- تقدیم
- دزدیدن
- پیشکش
- خلسه
- وجد
- عرضه
- (نوعی بازی ژاپنی با سنگ های سیاه و سفید بر روی صفحه ای مخطط) بازی گو
- به درازا کشیدن
- تلف شدن
- دوام داشتن
- دوام کردن
- راهی شدن
- رد شدن -عبور کردن
- سیر کردن
- طول کشیدن
- عازم شدن
- عزیمت کردن
- ناگهان ناپدیدشدن
- هلاک شدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " go " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
A board game played for over 2000 years. It is played with 181 black stones and 180 white ones, typically on a board of squares 19 squares wide and 19 deep. [..]
-
رفتن
Verb verbA button on the address bar that enables the user to navigate to the specified location (such as a folder path or web address).
I prefer going on foot to going by bus.
من قدم زدن رو به رفتن با اتوبوس ترجیح می دهم.
"gO" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای gO در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
Abbreviation of [i]graphene oxide[/i]. [..]
"GO" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای GO در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "go"
عباراتی شبیه به "go" با ترجمه به فارسی
-
با نظر کسی موافقت کردن، همداستان شدن با کسی در امری یا چیزی.
-
سقوط در دریا، به دریا افتادن