ترجمه "godson" به فارسی

پسر تعمیدی, پسر خوانده ی روحانی (رجوع شود به godchild) بهترین ترجمه های "godson" به فارسی هستند.

godson noun دستور زبان

A male child whose baptism is sponsored by a godparent. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پسر تعمیدی

    and he did not recognize their oldest child, who was his godson.

    و فرزند ارشدشان را که پسر تعمیدی خودش بود، نشناخته بود.

  • پسر خوانده ی روحانی (رجوع شود به godchild)

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " godson " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "godson" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه