ترجمه "gone" به فارسی

رفته, مرحوم, مرده بهترین ترجمه های "gone" به فارسی هستند.

gone adjective verb adposition دستور زبان

Past participle of go [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • رفته

    adjective

    I had not gone a mile when it began to rain.

    یک مایل نرفته بودم که باران شروع شد.

  • مرحوم

    adjective
  • مرده

    adjective

    And then and then. He was gone now.

    و بعد و بعد. اکنون آن مرد دیگر مرده بود.

  • ترجمه های کمتر

    • (اسم مفعول فعل go)
    • آبستن
    • از دست رفته
    • خراب
    • رنگ رفته
    • شیفته
    • ضعیف
    • عزیمت کرده
    • قدیمی
    • مخروبه
    • مصرف شده
    • مفقود
    • گذشته
    • گذشته ها
    • گمشده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " gone " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Gone
+ اضافه کردن

"Gone" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Gone در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "gone" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "gone" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه