ترجمه "good" به فارسی

خوب, خیر, نیک بهترین ترجمه های "good" به فارسی هستند.

good adjective verb noun interjection adverb دستور زبان

(nonstandard) Well; satisfactorily or thoroughly. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خوب

    adjective

    acting in the interest of good; ethical good intentions [..]

    A good ballboy or ballgirl must be able to concentrate hard and run fast.

    یک توپ جمع کن خوب باید بتواند بطور کامل تمرکز کند و به سرعت بدود.

  • خیر

    noun

    the forces of good

    Good day, how may I help you?

    روز به خیر، چطور می توانم به شما کمک کنم؟

  • نیک

    adjective adverb

    acting in the interest of good; ethical good intentions

    The future, good or ill, was not forgotten, but ceased to have any power over the present.

    آینده، نیک یا بد فراموش نشده، اما نفوذ آن بر روی زمان حال متوقف گشته بود.

  • ترجمه های کمتر

    • نیکی
    • سودمند
    • مهربان
    • khub
    • شگرف
    • خوش اخلاق
    • خوبی
    • نیکو
    • مفید
    • کالا
    • حسن
    • فایده، سود، بهره، توفیر
    • ماهر
    • جنس
    • پسندیده
    • مال
    • خوبان
    • استاد
    • نافع
    • خبره
    • پرمنفعت
    • متخصص
    • کارشناس
    • بااستفاده
    • (با: the) آدم های خوب
    • (به صورت جمع) کالا
    • (حرف ندا): ای ! عجب ! وای !
    • (عامیانه) به خوبی
    • به طور خوب
    • خیر و شر
    • زبر دست
    • وسیله مناسب
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " good " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Good proper

A surname. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کالا

    noun

    Goods and services and people and capital are moving across borders

    کالاها و خدمات و مردم و سرمایه از مرزها خارج میشوند

تصاویر با "good"

عباراتی شبیه به "good" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "good" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه