ترجمه "goon" به فارسی
چاقوکش, لخته, خاک بهترین ترجمه های "goon" به فارسی هستند.
goon
noun
دستور زبان
A thug; a usually muscular henchman with little intelligence (also known as a 'hired goon'). [..]
-
چاقوکش
He hired the goons at the lake?
اون توي دریاچه چاقوکش استخدام کرد ؟
-
لخته
noun -
خاک
noun
-
ترجمه های کمتر
- (آمریکا) آدم مخبط
- آدم اشتباه کار
- آدم حواس پرت
- آدم کودن
- بچه ناقص الخلقه
- ساده لوح
- لات محله
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " goon " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن