ترجمه "gory" به فارسی

خونین, خونی, بی رحمانه بهترین ترجمه های "gory" به فارسی هستند.

gory adjective دستور زبان

covered with blood, very bloody [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خونین

    adjective

    Stares in disbelief at the gory mess, then at the grey wall of light.

    با ناباوری به آن آشفتگی خونین نگاه میکند و بعد به دیوار خاکستری رنگ نور چشم میدوزد.

  • خونی

    adjective
  • بی رحمانه

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • خون ریخته
    • پر تلفات
    • پر خونریزی
    • پوشیده از خون لخته شده یا خشکیده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " gory " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "gory" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "gory" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه