ترجمه "gossamer" به فارسی
نازک, کارتنک, لطیف بهترین ترجمه های "gossamer" به فارسی هستند.
gossamer
adjective
noun
دستور زبان
A fine film or strand as of cobwebs, floating in the air or caught on bushes etc. [..]
-
نازک
adjectiveYoung love making that gossamer web!
عشق بازی دو دلداده جوان آن تارهای نازک و درهم تنیده!
-
کارتنک
-
لطیف
adjective
-
ترجمه های کمتر
- گاز
- (آمریکا) پالتو یا بارانی سبک
- بند شیطان
- تار عنکبوت
- ظریف (gossamery هم می گویند)
- لعاب خورشید
- لعاب عنکبوت (تار ظریفی که بر بته ها و چمن گسترده می شود و یا در هوا حرکت می کند)
- هر چیز سبک و فرانما
- پارچه ی توری بسیار ظریف و مه مانند
- پارچه ی نازک و فرانما (مثل روسری توری که عروسان با آن سر و صورت خود رانیمه نمایان می کنند)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gossamer " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن